تبلیغات
The cottage of south Korea - خلاصه قسمت ششم سریال "دختر زیبای من" My Fair lady

بازدید : مرتبه
تاریخ : شنبه 21 شهریور 1388

 

       آره دوست دارم...!

خلاصه قسمت ششم سریال "دختر زیبای من" My Fair lady
خوب با نام خدا دوباره شروع میكنیم میگفتم  هایی نا میگه حالا چیكار كنیم دانگ چانم میگه لباساتو بپوش هایی نام میپوشه بعد لی میگه اونجایی هایی نا میاد بگه اره كه دانگ چان جلوی دهنشو میگیره و میگه میخوای بیاد تو منو تورو تو این وضعیت ببینه!

بعد لی میگه خوب اگه هستی یا نیستی من بیرونم بیای.لی ایو میگه و میره

.اینورم هایی نا میگه نمیشه تو باید قایم شی .اینورم لی میاد بره كناری بشینه كه سو اه جلوش سبز میشه لی میگه تو كجا اینجا كجا سو اه میگه اختیار داری من خیلی تو كار فعالم بعد خواهره دانگ چان به لی میگه كه دانگ چانو ندیدی لی هم میگه نه ولی الان اینجا منتظره هایینام سو اه هم میگه اونو باید به زور بیدار كنی اون بیدار بشو نیست بعد سو اه میره به طرف در تا بازش كنه و داخل شه كه وقتی باز میكنه و درو میكشه كنار جیغ میكشه كه همه از جمله لی برمیگردن به طرف اتاق نگاه میكنن!!!!!!!وای در حالی كه هایی نا نیمه عریانه سعی داره دانگ چانو تو كمد قایم كنه!!!!!!!!!!!همه خشكشون زده به طرف هایی نا كه لی نگاهی خشمگین توام با ناراحتی به هایی نا میكنه

.اینورم دانگ چان داره واسه همه توضیح میده  كه بابا من پیشكارشم ما بیا هم كاری نداریم من مواظب بودم تا خوابش ببره بعد برم كه خودمم خوابم برد!هایی نام میگه اره درستهو.در این حین فقط لیه كه اصلا حرف نمیزنه و از شدت عصبانیت سرشو انداخته پایین.بعد سو اه میگه خوب هایی نا پس چرا تو داشتی قایمش میكردی دانگ چانو؟چرا؟مگه اینكه اتفاقی افتاده باشه هایی نام میگه نه اینطور نیست و میاد بگیره سو اه رو بزنه

كه لی داد میزنه ما همه واسه كار اومدیم اینجا بهتره بریم سره كارمون.اینو میگه و میره هایی نام دنبالش میره و میگه بابا بخدا من با دانگ چان كاری نداشتم لی هم میگهاینا چه ربطی به من داره كه میگی من اصلا برام مهم نیست(مثلا میخواد وانمود كنه هیچ احساسی به هایی نا نداره)اینو میگه و میره .اینورم دانگ چان داره با خواهرش میحرفه كه هایی نا میاد میگه اگه بینه من و لی شكر اب شه مطمئن باش حالتو میگیرم

.باز اینورم همگی دارن با هم میرن كه یكی از محلی ها كه انگار رییس اونجاسیت میگه خوب شماها مشخصه تاحالا كار نكردین میتونین استراحت كنین كه در اینجا یو جی یو یا همون خواهره دانگ چان واسه در اوردنه هرسه هایی نا میگه نه ما همه اینجا واسه كاریم لطفا سخت ترین كارو به ما بدین تا انجامش بدیم و.اینورم وای سخت ترین كار واسه خانوما تمیز كردنه پیپی های گاو هاست كه یو جی یو میاد به هایی نا و سو اه میگه خوب شروع كنین كه میگن نه بعد یو جی یو میگه میخواین به لی بگم شماها تن به كار نمیدین اون ناراحت میشه اگه بفهمه شماها یك عده مفت خورین .خوب اگه نمیخواین كار كنینم باشه نكنین منم میرم به لی میگم كه هایی نا میگه نه نه صبر كن باشه انجامش میدیم

اینورم دانگ چانو لی بار های گندمو جابجا میكنن كه بالای كامیونم دوسته لی بارارو میگیره بعد دوسته لی میگه دانمگ چان سخت نیست واسه هایی نا كه اینقدر بد اخلاقه كار میكنی دانگ چانم میگه نه دوستم میگهتو دانگ چان باید با هایی نا خیلی نزدیك باشی نه؟.دانگ چانم میگه بیشتر از نزدیك!~!!!!!!!!!!!!!در اینجا لی هم عینه ادماییه كه كفرش داره میاد بالا ولی خودشو كنترل میكنه.بعد دانگ چان ادامه میده شاید هم من دوست پسرشم واسه همین اتفاقی مثله صبح اتفاق افتاد .بعد لی اینقدر اعصابش خورده كه میگه من میرم یكم استراحت كنم(وای چشمای لی داشت از حسادت میتركید!!!!!!)

اینورم بابابزرگه كمی درباره دانگ چان صحبت میكنه كه چقد عالیه و خوبه و به پیشكار جانگم میگه من خیلی ازش خوشم اومده .اینارو میگه و میره بعد یكی از پیشكار های جوان میگه چرا اینقد رییس دانگ چانو دوست داره پیشكار جانگم میگه چون دانگ چان  سخت كوشه پیشكار جوونم میگه شاید دلیله همه این كاراش بخاطره اینه كه نقشه ای داره راستی پبیشكار جانگ من خودم ئدیدمن كه چند روز پیش 3 تا ادم كه بیشتر شبیه گانگستر بودن اومدن و دانگ چانو ملاقات كردن شاید دانگ چانم مثله اونا گانگستره؟كه در اینجا پیشكار جانگ نگران میشه.اینور تو مزرعه  دانگ چان داره راه میره كه هایی نا میكشتسش كناری و میگه لی خوبه؟دانگ چانم میگه اره هایی نام میگه  از صبح ناراحت نیست؟فك نمیكنی دلیله ناراحتیاش اینه كه اون منو دوست داره؟دانگ چانم میگه این فكرو خیالارو بیار بیرون از سرت اگه دوستت داشت عوضه اینكه اعصابش خورد شه سعس میكرد باهات خوب باشه  هایی نام میگه اه تو چی میدونی .بعد هی ادای همدیگرو در میارن كه یكدفعه لی میاد و هایی نا برمیگرده و نگاه میكنه انگار كه جن دیده میگه لی!لی هم میگه غذا امادست بیاین بخورین و میره.بعد هایی نام میگه اه با این وضعیت دیگه لی از من نا امید میشه

عكس متحرك

عكس متحرك

.

اینورم كناره رود همه نشستن دارن غذا میخورن كه همه سنگینن و كسی با كسی حرف نمیزنه كه این وسط هایی نا رو به لی میگه اینجا منطقه اسب سواری داره چطوره بریم اسب سواری لی هم میگه به من مربوط نیست خودتون میخواین برین(لی بدجور عصبیه)سو اه هم میگه اره اگه تو میخوای با دانگ چان برین اسب سواری تو و دانگ چان بعد از این قضیه امروز صبح خیلی به هم میاین!هاسیی نام میاد بپره به سو اه كه دانگ چان جلوشو میگیره و میگه واقعا كه سو اه تو نباید اینطوری باشی بعدشم رو به لی میگه ببینم  هایی نا كاره اشتباهی كرده؟چرا اینقدر باهاش سنگینی ایا این طرز رفتار با كسیه كه اینهمه راه اومد اینجا؟كه هایی نا میگه اا چی میگی دانگ چانم میگه هنوز حرفم تموم نشده لی فك میكنی چرا هایی نا اینهمه راه اومد اینجا؟چرا واسه نخود چی اون بخاطره... میاد بقیه حرفشو بگه كه هایسی نا جلوی دهنشو میگیره و میگه پاشو بریم اینور صحبت كنیم و دانگ چانو میبره

بعد اینور هایی نا میگه چی بود داشتی به لی میگفتی

دانگ چان:من نمیخوام لی اونطور تحقیر امیز باهات رفتار كنه

هایی نا:به تو ربطی نداره كه اون با من چجوری صحبت و رفتار میكنه و تو چجوری میتونی با لی اونطوری صحبت كنی؟

دانگ چان:صحبت میكنم؟فك میكنی اینهمه اینجام فقط بخاطره اینه كه من كارگرتم؟خوب باشه بیا از این منظر بهش نگاه كنیم كه من فقط كارگرتم.ولی خوب درباره تو چی؟چرا باید جلوش اینقدر تحقیر بشی؟چرا؟چون دوستش داری؟چون دوستش داری نمیتونی جوابه تحقیراتشو بدی؟قبل از اینكه ازش واسه اسب سواری بخوای میدونی در اون لحظه كه خیطت كرد چقدر احمقانه به نظر میرسیدی

هایی نا:احمقانه؟خوب اگه دلت میخواد به من بخند!! بخند.ولی تو دیگه بیشتر از گلیمت پا برداشتی.تو پیشكاره منی.(در این لحظه هایی نا گریه میكنه)

دانگ چان :بانو

هایی نا میاد بره كه دانگ جان بازوشو میگیره

هایی نا میگه ولم كن من حرفی با تو ندارم دانگ چان میگه بانو كه هایی نا حولش میده و دانگ چان میوفته رو زمین از اینورم یو جی یو میبینه و میاد كناره دانگ چانو میگه حالت خوبه؟بعد  پا میشه رو به هایی نا میگه فك میكنی كی هستی كه داری اینكارارو با برادرم میكنی دانگ چانم پا میشه و میگه یو جی یو ولش كن تو برو

.كه یو جی یو رو به هایی نا میگه هی دختره .كه هایی نا میگه چی منو چی خطاب كردی؟

یو جی یو هم میگه چیه چون اعصابت از  لی خورده سره برادره من خالی میكنی؟ هایی نام میگه برو بابا تو كمتر از اونی هستی كه بخوام باهات هم كلام شم اینو میگه و از كناره یو جی یو میره و بهش تنه میزنه كه دیگه كفره یو جی یو بالا میاد و میگه هایی نا و میپره دهایی نارو میزنه وای هی دارن موی همدیگرو میكشن لگد میزنن این وسط دانگ چانم پرت میشه كنارسی ولی همش سعی داره اینارو از هم جدا كنه كه یكدفعه لیرو میبینه و از لی هم كمك میخواد لی هم میاد هایی نارو بغل میكنه و به زور از یو جی یو جداش میكنه دانگ چانم یو جی یورو میگیره و دانگ چان یو جی یو رو میبره لی هم هایی نارو

.اینور تو دشت لی هایی نارو میاره و میگه خوبی و میاد دست بزنه به صورته هایی نا كه ببینه حالش خوبه كه هایی نا دستشو پس میزنه و میگه خوبم.لی هم میگه چرا باهاش دعوا میكردی هایی نام میگه به خودم مربوطه و میاد بره كه لی دستشو میگیره و میگه میشه صحبت كنیم

.هایی نام برمیگرده میگه صحبت كنیم؟درباره چی؟صبح كه اصرار داشتم باهات صحبت كنم محلم ندادی حالا میخوای درباره چی صحبت كنی؟نمیخواد ادا دربیاری من كه میدونم تو تمامه صبح  بخاطره من اعصابت خورد بود .تو حتی به من لبخندم نزدی.

لی:هایی نا!

(ببین چون لحظه های عشقیش مهمه همهی صحبتشونو واستون میزارم) هایینا:فك كردی چرا اومدم اینجا.؟فك كردی چون تمیز كردن دستشوییه گاو دوست دارم یا چیدنه سیبو؟نه من بخاطره اینا اینجا نیومدم من بخاطره تو اینجا اومدم بخاطره اینكه دوستت دارم میخوام باتو باشم!!!!!!!!!!!!!!!! لی:هایی نا!

هایی نا:ولی تو حتی نفهمیدی نسبت بهت چه احساسی دارم و باهام سرد برخورد كردی.من كارای خوبی نكردم ولی تو هم نباید اینقدر باهام سرد میبودی اینارو میگه و میره لی هم ماتو مبهوت میمونه

اینورم یو جی یو بعد از كلی دعوا با دانگ چان میره اینورم سو اه و دوسته لی نشستن كه سو اه میگه چرا نمیخوری پسرم میگه نه شماها بخورین چون باید بعد از ظهر همه گاوارو تمیز كنین!سو اه هم میگه چی؟؟؟؟؟؟؟بعد یو جی یو با قیافه یی وحشتناك كه موهاش به هم ریختست میاد و رو به سو اه میگه من میرم سئول تو اگه میخوای باش كه سو اه میگه اخه هنوز لی اینجاست دوسته لیم بهش میگه ببین فرار كردن بهتر از موندن و كارگریه كه سو اه هم با یو جی یو میرن سئول


.اینورم لی داره كناره صخره به حرفای هایی نا فكر میكنی و یك ان میفهمه كه اونم هایی نارو دوست داره پس میره دنباله هایی نا كه ببینتش

.پیداش نمیكنه با دانگ چان روبرو میشه و میگه اگه هایینارو. دیدی حتما بگو بیاد پیشم من میرم دنبالش كه دانگ چان میگه نكنه الان بره هاییناروپیدا  كنه باهم لاو بتركونن پس دست  به كار میشه و میدوه تا هایی نارو پیدا كنه بعد اینورم لی داره عینه سگ میدوه(و در این حین اهنگی غمناك و زیبا به صدا در میاد)تا هایی نارو پیدا كنه اشك از چشای لی در اومده و هی میدوه یاده خاطراتش با هایی نا میوفته (وای خیلی صحنه قشنگیه).همه جارو میگرده ولی هایینارو پیدا نمیكنه خسته و ناراحته و  اشك میریزه هی میگه تو كجایی كه یكدفعه برمیگرده میبینه هایی نا پشتش روی یك نیمكت نشسته و حواسش به لی نیست (اینجارو خوبو كامل توضیح میدم) هایی نا رو نیمكت نشسته و داره با خودش كلنجار میره كه چرا اون حرفارو به لی گفته كه یكدفعه لی جلوش ظاهر میشه و داد میزنه كجا بودی تو؟

هایی نا:لی!!!!!

لی:چرا اینطوری میكنی؟ لی در این جا با چشمانی اشكان و ناراحت بخاطره اینكه نگران هایی نا بوده اعصابش خورده و داد میزنه

لی:همه حرفاتو زدیو رفتی نذاشتی من حرفامو بزنم بعدشم غیب شدی.میدونی چقد نگرانت بودممممممممممم

هایی نا:مگه من بچم؟و تو چرا باید واسه من نگران باشی؟

در این لحظه هایی نا میاد بره كه لی دستشو میگیره

هایی نا:ولم كن

لی:نمیخوام.حالا كجا میخوای بری؟

هایی نا:چه ربطی به تو داره كه من كجا میخوام برم؟تو هیچ احساسی به من نداری.پس من با لی تا یون كاری ندارم.

در این لحظه هایی نا میاد بره كه لی محكم بغلش میكنه(فدای لی جونم شم) بعد اینورم دانگ چان داره این 2 تارو میبینه كه همدیگرو بغل كردن!و اشك ریزان میره اینورم رو همون نیمكت هایی نا و لی نشستن و لی میگه اولین جاییكه همدیگرو ملاقات كردیم محل اسب سواری بود هایی نا:اره یادته من با اسبم چقدر راه اومدم تا بهت برسم ؟چرا یكدفعم ازم نپرسیدی كه چرا تعقیبت كردم؟لی:من فك میكنم تو منو با كسی كه خیلی دوست داشتی اشتباه گرفتی.حالا من خیلی شبیه اون ادمم؟.هایی نا:یكمی حالا ناراحت شدی؟لی:نه مهم نیست اون ادم قبلا با تو بوده حالا من با تو هستم!!!!!!!!!!!!!!!!نمیدونم صبح خیلی ازت ناراحت بودن بعد از اون كه اون صحنرو با دانمگ چان و تو دیدم نمیدونم چرا از دستت ناراحت شدم ولی الان میفهمم میفهمم چرا با خستگی كامل اومدم اینجا چرا از دستت ناراحت شدم چون من تورو دوست دارم.هایی نام اینجا لبخندی میزنه

عكس متحرك

بعد اینورم دانگ چان با دوسته لی منتظره هایی نا و لین كه بیان و جمع كنن برن كه یكدفعه میبینن این دو تا عین 2 تا عاشق دارن با هم میان!!!دوسته لی هم میگه مشخص بود یك خبراییه!!!!!!!!!بعد دانگ چان میگه هایی نا بریم دیگه كه دوسته لی میگه هایی نا اگه اجازه بدی من با دانگ چان برم میخوام باهاش در مورد چیزهایی صحبت كنم لی و هایی نا هم با هم برن بعد دوسته لی میاد اینور به دانگ چان میگه وای این 2 ت خیلی بهم میان بزا بهشون خلوت بدیم كه دانگ چانم میگه باشه(با حرص میگه)بعد اینور ماشین دانگ چان جلو حركت میكنه و هایی نا و لی پشتش كه دانگ چان از اینه هی ماشین لی رو میپاد كه یكوقت لی  با هایی نا صمیمی نشه!بعد شب میرسن كه تو ماشین لی به هایی نا میگه خیلی خسته ای؟هایی نام میگه نه!!لی میگه اره معلوم بود خمیازه كشیدی خوابیدی بعد میگه خسته نیستی.هایی نام میگه من ؟لی هم میگه شوخی كردم تو عینه یك پچه خواب بودی.بعد میگه وایسا و دوربینشو. در میاره و از هایی نا عكس میگیره بعدشم پیاده میشن

.دانگ چانم میاد كه لی به هایی نا قبل از رفتنش میگه من بهت زنگ میزنم اولین نفر و میره.بعد هایی نا رو به دانگ چان میگه وای اون به من زنگ میزنه به من زنگ میزنه و دانگ چانو بغل میكنه و ازش تشكر میكنه دانگ چانم خیلی خشكو سنگین باهاش رفتار میكنه و میره هایی نام میگه این چش شده!

بعد اینورم سو اه داره به مامان باباش میگه كه اره بابا خودم دیدمهایی نا با دانگ چان تو یك اتاق خوابیدن!مامان باباشم میگن سوزه جالبیه.اینورم هایی نا داره بابا بزرگش صخحبت میكنه و میگه كه اره بابابزرگ كجای كاری اون لی عاشقه منه!بابابزرگم میگه بدبخت شدیم كه!هایی نام میگه گفتی برم كتار كنم دارم میرنم كار كنم دیگه بمبل در نیار كه لی اشتبه بابابزرگم میگه حاللا فعلا دعوتش كن بیاد خونمون بعدا قضیرو پی میگیریم و پا میشه بره كه هایی  نامیگه اگه اجازه ندی باهاش باشم واسم مهم نیست

.اینورم هایی نا داره با دانگ چان راه میرن و هایی نا میگه خوب من باید خرید كنم نظرت چیه دانگ چانم میگه بكن.بعد هی هایی نا نظره دانگ چانو میخواد كه دانگ چانم سرد  برخورد  میكنه و هایی نام میگه از دستم ناراحتی دانگ چانم میگه نه داد میزنه و میره هایی نام میوفته دنبالش كه كجا میری ااا؟مگه من چیكار كردم(مشخصه هایی نا به دانگ چان عادت كرده) دانگ چان میاد پایینو یو جی یورو میبینه ولی یو جی یو محل نمیده و میره .هایی نام اون دو تارو میبینه و میگه یعنی دانگ چان بخاطره یو جی یو ناراحته؟

اینورم پیشكار جانگ میفهمه كه دانگ چان 50000 وون بدهكاره! اینورم سو اه از یو جی یو خوشش اوئمده چون یو جی یو هایی نارو یك فس كتك زده بعدشم به یوجی یو میگه چون دیروز هایی نارو زدی الان هایی نا كارت داره شاید میخواد اخراجت كنه.بعد یو جی یو میره پیشه هایی نا و هایی نا میگه میخواستم اخراجت كنم ولی بخاره دانگ چان اینكارو نمیكنم و میگزرم از كارت یو جی یو هم میگه منم بخاطزره دانگ چان از كارت میگزرم!!!!!!!هایی نام میگه اخی تو عاشقه دانگ  چانی؟خوب ببین اگه نمیخوای اخراج شی باید كاریو بكنی كه من میگم!

بعد اینورم نگو كاره هایی نا این بوده كه یو جی یو با دانگ چان برن رستوران با هم باشن!هایی نا فك كرده اینا دوسشت دختر دوست پسرن!!بعد تو رستوران دانگ چان نشسته كه میبینه هایی نا نیومد زنگ میزنه بهش كه هایی نا میگه من نمیتونم بیام ولی یكی دیگه میاد سعی كن باهاش خوب باشی و عاشقش كنی!دانگ چانم میگه ها!؟كه هایی نا میگه خوب برم بای.و اینوره داستالنم خوده هایی نا با لی قرار داشته .اینورم دانگ چان داره فك میكنه كیه این ادم كه یكدفعه ثیو جی یو میاد و دانگ چان میگه اا تو چرا اینجایی یو جی یو هم میگه هایی نا گفت بهم اگه میخوام اخراج نشم باید با تو اشتی كنم واسه همین .اینورم هایی نا داره با لی درباره دانگ چان و یو جی یو كه با هم دوستن  صحبت میكنه بعد لی میگه اره مثله اینكه تو از من خواستی كه باهات دوست شم !!!!!!!!!!هایی نام میگه چی؟؟؟؟؟؟؟؟؟من كه یادم نمیاد حالا راستی بابابزرگم گفت بیای خونمون لی هم میگه ها؟بابابزرگت كه از من خوشش نمیاد هایی نام میگه نگران نباشو.

اینورم یو جی یو به دانگ چان میگه هایی نارو دوست داری كه دانگ چانم میپیچونتش

.شبم هایی نا میبیسنه دانگ چان نیومد هی نگرانشه كه این كجاست كه زنگ میزنه به به دانگ چانو میگه كجایی بیا دیگه دانكگ چانم میگه اوكی الان میام.بعد میره قصر كه همون اول هایی نا میاد پیششو میگه كجابودی؟اا تو نوشیدی؟دانگ چانم میگه ا دهنم بو میده وا!~بعد هایی نا میگه مئ گفتم با یو جی یو برین دیتا كنین(همون خوشگزرانی)ولی تو رفتی نوشیدی؟حالا خوش گذشت تو و یو جی یو خیلی بهم میاین!دانگ چانم میگه چی؟هایی نا میگه یعنی تو اونو دوست نداری؟چرا تو هیچ كسو دوست نداری؟تو هم مهربونی همی بامزه ای چرا كسی با تو دوست نمیشه!تو ببین اگه خواستی با كسی دوست شی اول به من بگو من واست درسش میكنم . و میره كه دانگ چان میاد دستشو میگیره و میگه اگه من خوب نباشم چی؟تو هنوزم منو خوب نمیشناسی.هیچ وقت اگه كسیو نشناختی باور نكن كه خوبه اینارو میگه و میره و هایینام میره تو فكر.

بعد دانگ چان اینوره كه 3 تا پیشكاره جوون میگن برو قسمت چك دوربین ها و به كارت برس دانگ چانم میره قسمت كنترل دوربین های مدار بسته كه یكدفعه تصویر نمایش دهنده دوربین ها عوض میشه و همشون اونجاییرو نشون میدن كه 3 تا قلدور اومدن و با دانگ چان حرف زدن بعد یكدفعه پیشكار جانگ میادو میگه ایا اینا دوستاتن؟چرا اومدی اینجا تا اینجا كار كنی دانگ چانم كف كرده.بعد پیشكار جانگ میگه تو از رییس جمهور كانگ (بابابزرگه هایی نا)50000وون قرض كردی نه؟چرا تو دروغ گفتی؟ خوب فیلمم ته كشید!!!!!!!!!!

قسمت بعد خواهش میكنم برگرد پیشم  باهام باش 

منبع:وب جانگ گوم سوک(صدف)

برای دیدن قسمت های قبل به وبلاگ بالا مراجعه کنید راستی تا الان این سریال 8 قسمتش پخش شده میتونم به صورت تصویری واستون بزارم(خلاصه ی تصویری با توضیح انگلیسی!)




طبقه بندی: خلاصه ی سریال my fair lady، 
برچسب ها: my fair lady، خلاصه قسمت 6 بانوی زیبای من، خلاصه قسمت 6 دختر زیبای من،
ارسال توسط J.J
آرشیو مطالب
نظر سنجی
دوست دارید این وبسایت درباره ی چه موضوعاتی بیشتر فعال باشه؟/Do you like this website about what issues be more active?






پیوند های روزانه
امکانات جانبی

Big Bang

4 Minute

2PM